میر احمد سید فخری نژاد
، مشهور به شیون فومنی، از شاعران محبوب و مشهور شمال ایران است . او در سال ۱۳۲۵ هجری خورشیدی در شهرستان فومن دیده به جهان گشود. او تحصیلات ابتدایی و سه ساله خود را در رشت سپری کرد و بعد از آن به کرمانشاه کوچ کرد و سه ساله دوم دبیرستان را تا اخذ دیپلم طبیعی (۱۳۴۵) در آنجا گذراند. شیون در سال ۱۳۴۶ وارد سپاه دانش در طارم زنجان شد و یک سال بعد به استخدام اداره آموزش و پرورش استان مازندران درآمد. او در سال ۱۳۴۸ ازدواج کرد. سپس عهده‌دار مدیریت و تدریس در یکی از مدارس فولادمحله ساری گشت و تا سال ۱۳۵۱ به کار تدریس مشغول بود. پس از آن نیز در دیگر نقاط گیلان به این شغل ادامه داد . او در سال ۱۳۷۲ مبتلا به بیماری نارسایی کلیه شد و یک سال بعد برای درمان این نارسایی به وسیله دیالیز (تراکافت) به تهران کوچ کرد و در همین سال علی‌رغم رنج بیماری موفق به اخذ مدرک تحصیلی لیسانس در ادبیات از دانشگاه تربیت معلم شد. شیون در سال ۱۳۷۶ ه.ش پس از سالها تدریس، بازنشسته شد . او در شهریورماه ۱۳۷۷ پس از یک دوره بیماری مزمن کلیوی و انجام پیوند کلیه در یکی از بیمارستانهای تهران درگذشت. آرامگاهش در بقعه سلیمان داراب رشت بنا به وصیتش در کنار مقبره میرزا کوچک جنگلی قرار دارد.

http://sheevan.ir/upload_pic/9532057908.jpg


ایتا پیرا وپرسم فصل غوره

بگو رسم عزیز بوستن چه جوره

بورد خو سرا می گوش نزدیک

بگوفته هر کی دوره چشم نوره

ترجمه:

در فصل غوره از پیرمردی پرسیدم

که به من بگو رسم عزیز بودن چه طوری هست؟

سرش را به نزدیکی گوشم آورد و گفت

هر کس که دور باشه نور چشم هست

*********

هوا آرام نیگیفته گرگ و میشه

زنه وارش خو انگوشتا به شیشه

خانه کوچه مین اَ شعرا شبگرد

جوانی هفته پیری همیشه

ترجمه:

هوا گرگ و میش هست و هنوز آرام نگرفته است

باران سر انگشتانش را به شیشه می زند

شبگرد در کوچه این شعر را می خواند

جوانی هفته هست ولی پیر همیشگی

*************

کولی ره آبان سر دام خوفته

هیزار کس قبر جیر ناکام خوفته

چره وستی ببه می سوفره رنگین

تا می همسایه زای بی شام خوفته

ترجمه:

برای ماهی کولی در آب ها دام خوابیده است

هزاران نفر در زیر قبر ناکام خوابیده اند

چرا باید سفره من رنگین باشه

در حالی که همسایه من بدون شام خوابیده است

**********

پاییز بولبولی بشکفته بالی

درخته خوشکا بوسته ولگ و خالی

ایه هرکی تی ور، نالا گیری سر

مگر تو روضه خانه پشم و چالی؟

ترجمه:

بلبل پاییزی هستی و بالت شکسته است

یک درخت شاخ و برگ خشک شده هستی

هر کس که پیش تو می آید ناله را از سر می گیری

مگر تو روضه خان پشم وچال هستی؟

**********

پسر دختر نیبه با دوعا دانه

تی مو راتا نیبه با آب و شانه

سرا دن می دیل صارا پسندا

سک گله نشا دشتن بخانه

ترجمه:

با دعا پسر به دختر تبدیل نمی شه

موی مجعد تو با آب و شانه صاف نمی شه

دل صحراپسند مرا راهی کن

که سگ گله را نمی توان در خانه نگه داشت







                  


  غزلیات (می رانمت چو مهتاب-مرا به من بسپار)

  دوبیتی ها (سبکباری-تنها شدن دریچه)

  رباعیات (از دو شاخه انگشت-عوعوی سگان)

  اشعار آزاد نیمایی (رودبار 69-نشانه)

  اشعار گیلکی (اچه مچی خواب-زن)