سابقه تاریخی لاهیجان

درباره تاریخ بسیارقدیم این قسمت ازایران اطلاع زیادی دردست نیست.زیراوضع اقلیمی آن طوری است که ابنیه وآثارتاریخی نمی توانند پایداربمانند.ازادوارقبل ازاسلام درجلگه های ساحلی آثارمعتبری به دست نیامده وحتی ازشهرهای معتبر صدراسلام(دوره پادشاهان طبرستان ودیلم)هم به جزآمل وساری ولاهیجان چیزی به جانمانده است.

درکتاب حدودالعالم من المشرق الی المغرب که درسنه 377هجری تالیف شده درباره جغرافیای تاریخی این منطقه آمده:گیلان ناحیه است میان دیلمان وجبال آذربادگان ودریای خزران واین ناحیه برصحرانهاده شده میان دریا وجبال باآبها بسیار،که یکی ازآنهارودی است بزرگ که سپید گویندومیان گیلان رامی برد وبه بحرخزران وارد می گردد ودوگروه درآن زندگی می کنند یک گروه راآن سوی رودگویندکه به بیه پس معروفند وگروه دیگراین طرف رودزندگی می کنند وآنها رابیه پیش نامند.

"درلهجه محلی بیه به رودخانه یاساحل رودخانه اتلاق می شود وسفیدرود این ناحیه رابه دو بخش تقسیم می کند."

وامااین سوی رودی ها(بیه پیش) دارای هفت ناحیه است:لاهیجان-مالفجان-کشکجان-برفجان-داخل تجن وچمه دانا.این سرزمین درعصرمغول ازدستبردوتصرف سرداران وامرای چنگیزیان وهولاکوئیان وایلخانیان درامان بوده زیرابه علت وجودمعابرصعب العبور،گذرازبیشه هاوجنگلهای انبوه وکوههای جنگلی سخت،تصرف آنها بسیاردشواربوده است.اولجایتو وخدابنده مغولی درسنه 706هجری به فکر گرفتن وتصرف این ولایت افتاد وچهارسپاه مجهز رابرای تسخیر وتصرف این ولایات یعنی گیلان فرستاد.امیرچوپان ازطالش واردبیل وقتلشاه ازسمت خلخال وامیرمومن ازراه قزوین وکلاردشت وخودهم بالشکرچهارم به طرف لاهیجان وگیلان هجوم بردند.

چون این شهر(لاهیجان) درسال706 هجری ازشهرهای مهم گیلان وپایتخت سلاطینی همچون سادات متقدم گیلان وسادات متاخرگیلان بود،اهمیت تام داشته است.درزمان هجوم مغول درگیلان دوازده شهربزرگ وجودداشت وهرشهر دارای یک رئیس بود وسفیدرودآن رابه دوقسمت تقسیم می نمود که یکی رابیه پیش ودیگری رابیه پس می نامیدند وگاهی آنها راروپیش وروپس می نامیدند.

گیلان به علت موقعیت سوق الجیشی خویش همواره توانست موجودیت خویش رادربرابر مهاجمین درپناه جنگلهای انبوه وکوههای سرسخت وصعب العبور حفظ کند.

موقعیت تاریخی لاهیجان

رابینو"کنسول انگلیس دررشت"می گوید:"لاهیجان شهری است بسیارقدیمی وازشمال به بحرخزروازجنوب به دیلمان وازمشرق به رانکوه ولنگرود وازمغرب به دهستان حومه کوچصفهان محدود است وموازی ومشتمل به هشت دهستان ازقبیل آستانه،املش،حومه لاهیجان،لنگرود،دهشال،سیاهکل،لافمجان،وغیره می باشد و320 قریه تشکیل شده است."

مرکز آن لاهیجان است که ازشهرهای قدیمی می باشد.علمل وفضلا ودانشمندان وفقها ومجتهدین همچنین اطبا و امرا وسلاطین وسپه سالاران بسیاری راپرورانده است.لاهیجان دشت وسیع وحاصلخیزی است،طرف جنوب شرق کوه واقع شده وشمال غربیش قرائی است که به بحرخزرمتصل می شود وخودشهر دردامنه کوه قراردارد وهمیشه مرکزگیلان بوده است.

این شهردرکنارشمرود ودر45 کیلومتری شرق رشت و12کیلومتری لنگرود واقع شده است.لاهیجان دردامنه کوه قرارگرفته است،شیطان کوه یاشاه نشین کوه تقریبا درجنوب وشرق آن واقع شده است،ودرپای آن نیزاستخرطبیعی بزرگی که مانندی دریاچه ای است قراردارد ودروسط استخرجزیره ای به نام میان پشته وجوددارد وبه دلیل داشتن اراضی مرتفع ترنسبت به سایر نقاط گیلان هوای آن سالمتر می باشد.

طول آن ازشمال به جنوب 44 وعرض آن 25کیلومتراست که مجموع آن 1100 کیلومترمربع می باشد.چنانچه گفته شد شهرلاهیجان یکی ازمراکزمهم قدیمی گیلان بوده وسابقاپایتخت بیه پیش بوده است(قرن3هجری).

درتاریخ عالم آرای عباسی آمده است شاه عباس کبیرپادشاه بزرگ صفوی قصری عظیم برای سکونت شخصی خود درآن بنانهاده تا درایامی که به لاهیجان می آمددرآن استراحت کندکه امروز آثاری ازآن برجای نمانده است.درزیراین استخرمیدان وسیع وبزرگی قرارداشت که به آن سبزه میدان می گفتند ومحل چوگان بازی شاه عباس کبیربوده است.درجنب استخر مزبور وسبزه میدان محلی وجودداشت که آن رااسکندریه می نامیدند.وبقعه دلگشای میرشهیدمشرف به آن است ودربالای قله کوه نیزمکانی است که آن راشاه نشین میخواندند.وجه تسمیه آن به طوری که ازتاریخ عالم آرای عباسی برمی آید،به جهت قصری بوده که خان احمدخان حاکم لاهیجان درآنجا برای سکونت خویش برپاداشته وبه شاه نشین کوه موسوم بوده است زیراخان احمدخان درحقیقت خودراشاه لاهیجان می دانسته است.

 

تاریخ لاهیجان

تاریخ لاهیجان ازتاریخ گیلان جدانیست.روایت است سام پسرنوح نه(9)فرزند داشت که هشتمی آن آشور نام داشت.آشورپسری به نام باسل وازاوفرزندی به نام جیل که اوراگیل هم می گفتند باقی ماند که ملک گیلان به اومنسوب است.ودرافسانه هاآمده است که درحدود هزاره سوم قبل ازمیلادمنطقه گیلان مسکن مردمانی آرین نژاد موسوم به مارد بوده است که سواحل جنوبی بحزخزررادراشغال داشتند.

"آمارد یا یلعمردوامثال آن چنانچه امروز هم معمول است درکلمات گیله مرد،یلعمرد وامثال آن مصطلح است"ودرآن زمان بود که اقوام بخش خزری قسمتهایی ازمناطق جنوبی بحرخزررابه خوداختصاص دادند وآمدن اقوام آریایی،امردانیان راپراکنده ساخته بود.

ماردها وسرزمینشان بعدازخاوربه سرزمین"درکانا،هرکانا،هیرکانا"گرگان وسرزمین پارت،بجنورد وقوچان وازشمال به سرزمین لنکران،قفقازیه،وازجنوب خاوری به سرزمین کویزین کومس،سمنان ودامغان ازجنوب به سرزمین کاریا رکه-رک-ری تهران وازجنوب باختری به سرزمین کسپین ومدی قزوین وهمدان محدود شد.ماردها به دودسته بودند:کادوسها وطبری ها.

طبری ها:

آماردهای کادوس که آنان راگل،ویاکادوزی نیزمی گفتند درحوالی آماردپوس"قزل اوزن سپیدرود"می زیستند وسرزمین های کنونی لاهیجان ولنگرود تا حوالی بابل راشامل می شدند.

اینان نام خودرابه سفیدرود دادند وشهرآمل پایتختشان بود.آماردهای کادوس بادسته دیگر مردمان یعنی آماردهای طبری درمخالفت ونزاع بودند اما درمقابل دشمنان خارجی بخصوص مادها متحد ومتفق بوده وازورود اجانب به سرزمین مشترکشان شدیدا جلوگیری می کردند.بااین حال اقوام آمارد درجنگلهای پادشاهان هخامنشی درکنارایشان گاه گاه با دسته هایی که درفلاخن وکمانداری وتیراندازی ونیزه بازی مهارت داشتند شرکت می کردند ودرمقابل این همکاری ازهخامنشیان باج دریافت می کردند.علت این همکاری باهخامنشیان راازاین می دانندکه آماردهاهخامنشیان راازخود می دانستند ومی گفتند پسرچوپانی ازاهل آماردبه پارس گریخت وبعدها به بزرگی رسید.درحالی که این همکاری را به هیچ وجه نسبت به مادها اعمال نمی داشتند.کادوسی ها درهمین زمان به دوتیره منشعب شدند:گروهی که خودراگیل می نامیدند درقسمت جلگه وسواحل دریای شمال باقی ماندند وسرمنشا پیدایش مناطق کنونی رشت،لاهیجان،فومن ولنگرودشدندوسرزمین گیلان راتشکیل دادند وگروه دیگری به نام"دیلم"به نواحی کوهستانی مجاورپناه بردند ودررودبارالموت مسکن گزیدند واین همان قومی است که"هردوت" ازآنها به طوائف درفک یادلفک نام برده است.

"درفک نام یکی ازقلل البرزاست که اکنون دیلمستان خوانده می شودودر50 کیلومتری رشت ولاهیجان قراردارد"

صاحب کتاب"التدوین فی الجبال الشروین"می نویسد:"قبل ازآمدن آریایی ها به فلات ایران سواحل دریای خزرمعموربوده وتنها نقطه آباد فلات ایران به شمارمی رفته است واین عمران درسواحل بحرخزر به دست طوایف 4گانه ماردیان(مادها)طابوری(طبری ها)گل(گیل ها)کادوزی(طالشها) انجام شد وهمین طوائف بعدازآمدن آریایی ها هیچگاه مطمع سلاطین آریایی نشدند وگاه به استقلال وگاهی هم به دادن باج خودراحفظ کرده اند."

درهرحال علیرغم اینکه نژاد این منطقه ازنژادآریایی ها مهاجرویاخودساکنین اولیه واصیل این منطقه بوده اند دراصل این مطلب که،اصالت نژادساکنین این منطقه کاملا محفوظ بوده است شکی نیست.پیرنیا درکتاب ایران باستان می آوردکه کادوسیان همان بومیهای ایران قبل ازآمدن آریایی ها بوده اندواینها درگیلان وقسمت شمال شرقی(آذربایجان)سکنی داشته اندهمچنین درعهد شاهپوراول اقوام گل (کادوسیان)استقلال کامل داشتند وبوسیله رهبرخود(بالا ریو و یاباله نوس)باپادشاه ایران متحدشدندوبرای جنگی که به شکست امپراطور رم انجامید لشکرزیادی فرستادند.اززمان امپراطوری ژوستینین اسم گلها(کادوسیان) دیگردرتاریخ دیده نشد ومنبعد ازگلهای دیلمی که مدتها درکوههای لاهیجان زندگی می کردند وبالاخره ازآنجا آواره شدند بحث می شود.2طایفه گیل ودیلم که بهرحال تاحدودقرن 8 هجری جداازیکدیگرزندگی می کردند درمقابل دشمنان روزافزون باهم درآویختند وساکنین امروزی گیلان ازامتزاج آن دوطایفه اند.