معرفی روستای یوسفده

روستای سرسبز و قدیمی یوسفده در استان گیلان شهرستان لاهیجان بخش رودبنه واقع شده است. موقعیت جغرافیایی این روستا از جنوب به گوراندان، کوشال و سیاه گوراب و کوچکده، از شمال به امامده و شیرجوپشت، از شرق به نالکیاشر و اربوکلایه، از غرب به رودبنه پایین متصل است. این روستا از قدیمی ترین روستاهای رودبنه بوده ودارای مردمی میهماندوست وخون گرم و صمیمی میباشد. این روستا از قدیمی‌ترین روستاهای رودبنه بوده. مدرسه ابتدایی ناصر‌خسرو یوسفده، قبل ازانقلاب تنها مدرسه ابتدایی در میان                   
روستاهای  مجاور بود و اکثر تحصیل کرده‌های سنوات ۱۳۴۰ تا ۱۳۵۵ این منطقه دانش آموخته این مدرسه هستند. جاده فرعی این روستا که منشعب از جاده اصلی رودبنه به چاف‌لنگرود از مبدا امامده است، در سال 1388آسفالت گردیده است. هم اکنون این روستا دارای برق و تلفن می‌باشد و اقدامات اجرایی آبرسانی آب آشامیدنی و گاز کشی در حال انجام است. منظره کوههای سر سبز لاهیجان و لنگرود و همچنین تله کابین لاهیجان از فراز شالیزارهای سرسبز این روستا واقعا تماشایی و مسحور کننده است.ازاماکن دیدنی آن مسجد بسیار بزرگ و مقبره آستان مبارک امامراده آقاسیدحسن است.

علت نامگزاری روستا بنام یوسفده:
 به روایت بزرگان روستا در زمانهای قدیم (تاریخ واقعه موجود نیست)سیدی بزرگوار از تبار سید جلال الدین اشرف از دست دشمنان فرار وازاین روستا(که راه میانبر رفت وآمدروستاهای اطراف به شهرلنگرودبود)می گذشت که توسط دشمنانی که به دنبال اوبودند شهید شد.این واقعه درباغی اتفاق افتاد که باغبان آن فردی بنام یوسف (که نام روستا از نام ایشان گرفته شد)بود. آقا با دیدن باغ پر درخت به آنجا پناه آورد.باغبان بادیدن آقا  و دانستن ماجرا خواست ازایشان پذیرایی کند،اما چیزی در باغ نبودکه خدمت آقا بیاورد. شرمنده به نزدآقا آمد  ازنبودن وسیله پذیرایی عذرخواهی کند قبل ازاینکه لب به سخن بگشاید،شنیدکه آقافرمود:آقایوسف ازآن طرف باغ خربزه ای بچین تاگلویی تازه کنیم.یوسف ازفرمایشات آقا درخصوص خربزه آن هم درآن فصل که فصل محصول دادن بوته خربزه نبود تعجب کرد،ولی اطاعت نموده و رفت و بادیدن خربزه شوکه شد و باورکردکه این مرد انسانی بزرگوار و وارسته است که خدا این گونه به خواسته هایش توجه دارد. دراین هنگام چندنفر از ماموران حاکم ستمگر منطقه را می بیند که ازدور به طرف باغ می آیند.وقتی به دروازه باغ رسیدند،ازاو سراغ آقا را رفتند ولی او خودرا به بی خبری زدو گفت که ازاین شخص خبری ندارد.آنها سخنان یوسف باغبان را باور نکرده وبه درون باغ رفتند وبه دنبال آقا سید حسن به جستجو پرداختند.آقا با دیدن آنهابه داخل یکی ازدرختان بزرگ که وسط آن مجوف بود(که آن روزگار درآن باغ پربودازدرختان بزرگ که تا چنددهه گذشته نیز تعدادی از آنها موجود بود)پنهان گشت.ماموران حاکم نتوانستند ایشان راپیداکنند. دراین میان پرنده ای کوچک بنام کولکافیس (به اندازه و شبیه بلبل و بسیار پر سرو صدا به هنگام احساس خطر)که بربالای سرایشان روی درخت لانه داشت، با سروصدای خو دباعث جلب توجه شد تا آنهاازوجود نازنین آن بزرگوارباخبرشوند و اورابه شهادت برسانند.موقع برگشت یوسف عزیز رانیزکشته وبه چاهی که درآن باغ بود انداختند(تشابه چاه یوسف ماوچاه حضرت یوسف پیامبر) بعدها مردم اطراف و اقوام این سید در این مکان سکونت یافته و بارگاه متبرکه ای برایش ساختند و اخیرا نیزآن را نوسازی نمودند. قبل ازورود به امامزاده قبرآقایوسف عزیزاست که مردم قبل از زیارت امامزاده آقاسیدحسن(ع)قبراورازیارت می کنند و به رسم قدیم و بخاطر مهمان نوازی وی نمک بر روی قبر وی میگذارند. بعد به زیارت آقامشرف می شوند.مردم  این روستا رسم میهمان نوازی را از یوسف باغبان که جانش را فدای میهمان نمود یاد گرفته و همواره آویزه گوش خود دارند.